کشف جدید
اما یک چیزی عجیب است عشق ساده نیست مخصوص است. قشنگ که گوش بدی صدای آه حسرت فرهاد و شیرین را می شنوی. قشنگ که ببینی و چشمات باز کنی می تونی بفهمی که لیلا و فرهاد به این ربطه قبطه می خوردند. این که گفتم شعر نیست. دوستان دخترک که خیلی هم از روابط عاشقانه این دو خبر ندارند بارها اذعان داشتند که این رابطه را دوست دارند.
زندگی از یک جنبه شبیه خواندن یک رومان زیباست. اگر در اتاقی که درس می خوانی آهنگی پخش شود، برادرت تمرین صدا کند، مادرت غذا درست کند و پدرت به حساب کتاب های کاریش برسد تو هیچ وقت زیبایی رمان را درک نخواهی کرد، حواست پرت حاشیه ها می شود.
زندگی ساده مثل اتاق خالیست برای رمان خواندن. هیچ چیزی نیست که حواس تو را پرت کند. نه پول، نه وسایل، نه مردم و نه هیچ چیز دیگر. حاشیه ها مهم تر از اصل نمی شوند. گاهی وقت ها آدم غرق در حاشیه ها می شوند به قول دخترک : زندگی می کنند که کار کنند در حالی که باید کار کنند تا زندگی کنند". خیلی از زندگی ها زیبایت اما حاشیه های نمی گذارد اصل را درک کرد. اصل عشق است، محبت است و برای من دخترک است.