کارهایی که من دوس دارم شما انجام بدی بعضی هاش یادم نمیاد هر وقت یادم اومد اضافه میکنم اگرم جایی رو اشتباه کردم یا کامل یادم نبود(به قول خودت اونایی که به نفعم بود فقط یادم بود ) شما بهم یاداوری کن لطفا.

وقتی که بامن صحبت میکنی حواست به جای دیگه و کار دیگه ای نباشه،

وسطش یهو آواز نخونی ،

یهویی قطع نکنی

 واگرم مجبور شدی زودی پیام بدی که چی شد ،

خدافظی قشنگم که میدونی؟یعنی اینکه فوری نگی خدافظ یه مقدمه بعدش خدافظی.

کسی که زنگ زده خدافظی میکنه.

دوس دارم که باهام احساس راحتی کنی درد دلاتو بهم بگی که منم وقتایی که دوس دارم یه نفر حرفامو بشنوه خودت باشی

اینو خودت بلدی:اینکه بیشتر موقعاخانوما برا این ی حرفی رو میزنن که فقط خودشون آروم بشن و قصدشون ایجاد دلخوری یا هر چیز دیگه ای نیست و فقط باید تایید بشن.

مقایسه با خانومای دوستان و فامیل و آشنایان ممنوع(توضیح تکمیلی در سطر پایین) 

خوبه ک آدم خوبیای دیگرانو یاد بگیره و تو زندگیش عملی کنه ولی خب همه آدما باهم فرق دارن دیگه!!!! 

یه حرف خوب و بد بیانش کنی یا تاثیری نداره یا خیلی کمه پس رو چجوری گفتن حرفامونم باید دقت کنیم.

برای انتقاد کردن اول باید از خوبیای طرف بگی تا بفهمه که متوجه خوبیاشم هستی بعد یه مطلب یا اخلاقی که بهش انتقاد داری بگی و بعدشم  کمکش کنی که اونو رفع کنه

ما تو خانواده های جدا با اخلاقاتو فرهنگای مختلف بزرگ شدیم پس طبیعیه که سره بعضی چیزا اختلاف داشه باشیم که باید با صحبت کردن با هم سوء تفاهما رو حل کنیم.

البته شما انقد ماهی(ماه ای!) که بیشتر این چیزارو میدنی ولی چون خودت گفتی منم اطات امر کردم.تافردا عزیزم

آخ آخ آخ بازم یادم هستا ولی الان ی چیزی شد که باید سریع برم خابگاه وگرنه آبرو ریزی میشه.فردا حتما بازم میام عشق من 

 

 

سلام سلام سلام

یکی دو بار میخاستم بنویسم اما پشیمون شدم اما اینبار مینویسم.

چونکه میدونم چقد دوست داری

مطلب قبلب را برای این نوشتم که مطلبی را بدانم  

مطلب قبلب را برای این نوشتم که مطلبی را بدانم

می خواستم بفهمم شما چند روز یک بار به این وبلاگ که من علاقه دارم حداقل نگاهی می اندازید، مطلب نوشتن پیش کش

چند بار به شما گفتم اون چیزایی که ازم می خای این جا بنویس

من صادقانه با شما مطالبی که دوست دارم انجام بدید را می گویم و شما را راهنمایی می کنم

اما شما چی؟

تا چیزی نشه دعوایی نشه که نمی گی

چند تا

خداییش من کلا چند تا حرف زدم 

یکیش این بود که تو این وبلاگ بنویس

حالا من یک حرف و گوش ندم

۷ درد دل من


ادامه نوشته

همه کسایی که یه روزی یه حلقه ای رو خریدن برای تعهد ولی حلقه شون موند و آدمش نموند . . . .!!!

همه کسایی که یه روزی یه حلقه ای رو خریدن برای تعهد ولی حلقه شون موند و آدمش نموند . . . .!!!

گذشت

قصه ما قصه عاشقی بود. عاشقا گذشت دارند

برام سخت بود بگم ببخشید. خودشم می دونه چقدر. انقدر دوستش داشتم که کمتر از 12 ساعت که  از قهرمون گذشت /گفتم ببخشید/ چون خیلی خاطرشو می خام.

بهم گفت قلیون نکش. گفتم 7 تا گفت 3 تا. می دونستم می خاد اصلا نکشم اما برا من تا 3 رو قبول کرده. منم دوستش دارم خوب. بهش نگفتم ولی هفته ای 1 بار می کشیدم.

حالا بهش کلی اصرار کردم اما ج منو نداد که هیچ. امروز تلفن روم قطع کرد منم بعد قطعش کلی قربون صدقش رفتم چرا که می دونستم دوست داشتن منو کار مهمی نداره و قطع می کنهو خودش بم اینو گفت.

حالا اومده مطالب حذف کرده. باشه زرنگ. اسمت رو قلبم حک شده/ میدونی؟ نمی دونی!!!! اونو چی کار می کنی. هان!!!!!!!!!

مطلبامو حذف کردم ک ی وقت خدایی نکرده با خوندنشون از زندگی طبیعیت خارج نشی.

امان از دست این دخترا

پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!
دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود ...!
پسر : اون که ۱۰۰% ... هیکلت همیشه قشنگ بوده ..
اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد ...!
دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی :( ؟خیلی هیــــــــــــــزی!
پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم ..هیکلت واسم مهم نبود
دختر : یعنی چی ؟! پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!!
پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..!
دختر : یعنی الان میرم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!!
پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه!
دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!!
پسر:جان مادرت بیخیال شو

قصه من بیچاره

دختر : عزیزم ، این مانتو که پوشیدم بهم میاد؟
پسر : عزیــــــــــــــــــــــــزم ...خیلی بهت میااااد ..واقعا قشنگه!
دختر : اصلنشم نمیاد ،چاق نشونم میده!
پسر : ولی فکر میکنم میادااا ...چاق هم نشون نمیده!
دختر : با من بحث نکـــــــــــــــن ..میگم چاق نشون میده!
پسر : باااااااااااااااشه ، چاق نشون میده اصلا!
دختر : چاق خودتی ...!!
پسر : ای بابا ، مگه من گفتم چاقی ..!
دختر : اصلا دیگه ازت نظر نمیپرسم ...!
پسر : نپُرس ... والا ، بهتر!
دختر : کصاااافط ! میبینی چطور داری با من حرف میزنی؟ :(
پسر : فدات بشم ، قربونت برم ، عزیز دلم ، تو بگو من چی کار کنم ؟! هر چی تو بگی ..!
دختر : هیچی ، دیگه نظر نده ...! باشه ؟!
پسر : باشه عزیزم ، چشم!
دختر : خیـــــــــــــــــلی بیشووووووری ..!