عهد
آن عهد ماندنی است.
تا پای جان که نه
تاروح زنده است،
این عهد ماندنی است
آری شود که نباشم ولی بدان
آن عهد را نتواند کسی شکست
من قول داده ام که بمانم برای تو
تو قول داده ای که بمانی کنارمن
این قول ما به خدا قول عاشقی است
آن "او "که عهد میشکند ،اهل عشق نیست
تقدیر اگر نبودن من را رقم زند
من میروم ولی
بی من تر از همیشه
جدا از تمام خویش
شاید توان، نگاه تو از من دریغ کرد
شاید که ابر، پرده کشد بر فروغ مهر
عشقت ولی ،تنیده به جانم، به جان تو
من میروم اگر،
باور مکن که فاصله افتد میان ما
دل را ،که داده ام به تو، ای مهربان من
ای مهربان و خوب
با آن قرارو عهد
وقت تو مانده ای
من مانده ،میروم
بر عهد استوار
بی خویش میروم.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:30 توسط مت
|