گذشت
قصه ما قصه عاشقی بود. عاشقا گذشت دارند
برام سخت بود بگم ببخشید. خودشم می دونه چقدر. انقدر دوستش داشتم که کمتر از 12 ساعت که از قهرمون گذشت /گفتم ببخشید/ چون خیلی خاطرشو می خام.
بهم گفت قلیون نکش. گفتم 7 تا گفت 3 تا. می دونستم می خاد اصلا نکشم اما برا من تا 3 رو قبول کرده. منم دوستش دارم خوب. بهش نگفتم ولی هفته ای 1 بار می کشیدم.
حالا بهش کلی اصرار کردم اما ج منو نداد که هیچ. امروز تلفن روم قطع کرد منم بعد قطعش کلی قربون صدقش رفتم چرا که می دونستم دوست داشتن منو کار مهمی نداره و قطع می کنهو خودش بم اینو گفت.
حالا اومده مطالب حذف کرده. باشه زرنگ. اسمت رو قلبم حک شده/ میدونی؟ نمی دونی!!!! اونو چی کار می کنی. هان!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 23:3 توسط پت
|