دو همدم

شانه به شانه نه سایه به سایه

 

 

سید

گلای کاغذی گوهر دشت

کاجای چیتگر

فرشته ی سیاوش

همدم معین

۲۵ بند

قرآن شهید نژاد فلاح

لوازم آرایشا

پاپوش

فالای پارک طالقانی

مجسمه

مل مل طرقبه

لباس ورزشی

سیب زمینی

کتلت

گوجه سبز

ریواس

لواشک

قلیون

دانشگاه

مترو

ارم

چیتگر

کوه

سینما

گوهر دشت

طالقانی

انقلاب

سید خندان

صادقیه

مشهد

تهران

کرج

کافی شاپ

پارک و..........................

ینی میشه آلزایمر بگیرم.

|دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391| 14:43|مت

چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و

تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند

و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو

زن بگیر». رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید: «مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم: «

دیپلم تمام» ! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو

برو دانشگاه»

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر

پرسید: « خدمت رفته ای »؟ گفتم: « هنوز نه » ؛ گفت: « مردنشده نامرد!

بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ». رفتم دو سال خدمت سربازی

را انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟

گفتم: «فعلا کار گیر نیاوردم »؛ گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن

لش! علاف! پاشو برو سر کار ». رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می

خواهیم »؛ رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه

کار بدهیم ». دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: «باید سابقه کار داشته

باشی تا کار بدهیم ». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: «رفتم کار کنم

گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی ».

گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد». رفتم جایی که سابقه کار

نخواستند. گفتند:« باید متاهل باشی ». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم:«

رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی ». گفتند:« باید

کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ». رفتم؛ گفتم: « باید کار داشته

باشم تا متاهل بشوم ». گفتند:« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم ».

برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و

فوتبال

نگاه کردم! 

|جمعه بیست و چهارم شهریور 1391| 18:53|پت|

ﯾﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻫﻤﺶ ﺩﺭﮔﯿﺮﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ، ﻣﺎ

ﻫﻢ ﺑﮕﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺮﺱ، ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ ﻻﻣﺼّﺐ

ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽ

|پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391| 23:8|پت|

ذهنم پراز تو و خالی از دیگران...

اما (!)

کنارم خالی از تو و پر از دیگران...

|یکشنبه دوازدهم شهریور 1391| 13:8|مت|

دیشب از دوری تو مرغ دلم پر می زد ، تا دم صبح فقط یاد تو در دل می زد .

|پنجشنبه نهم شهریور 1391| 13:35|پت|

Ghaleb-Fa